The Paradixion: Laboratory - توی یه جای دورافتاده و ناشناخته، یه آزمایشگاه مرموز و ساکت قرار داره. «پرداکسیون: آزمایشگاه» (The Paradixion: Laboratory) قسمت دوم از مجموعهیه که با اون اتاق رازآلود اولش (همون سانز روم) آشنا شدیم و این بار یک ردپای دیگه از معمایی سردرگمکننده رو پیش روت میذاره. این بار رفتهای توی یه جایی که هیچ انسانی قدم نذاشته. خبری از داستانپردازی مستقیم و توضیح اضافه نیست و خودت باید با سرنخهای نهفتهشده معمای این مرکز تحقیقاتی مخفی رو حل کنی. چی توی این مکان داره اتفاق میافته؟ اصلاً این آزمایشگاه برای چه هدفی ساخته شده؟ هیچ جوابی بهت داده نمیشه، مگر اینکه خودت دنبالش بگردی. نکته جالب، نحوه روایت کردن داستانه. خبری از دیالوگهای طولانی و توضیحات اضافه نیست. بازی «قصهگویی از طریق محیط» رو انتخاب کرده؛ عکسهای ریخته شده، کاغذهای مچالهشده و حتی چیدمان عجیب لوازم خودشون داستانی رو تعریف میکنن. با گشتن در هر اتاق و پیدا کردن عناصر پنهان، آروم آروم به سرنخهایی دست پیدا میکنی که تیکههای پازل رو به هم وصل میکنه.
این حس دراومدن از یه معمای سربهمهر، تا آخرین لحظات همراهت میمونه و باعث میشه صفحه رو عوض نکنی. سبک بصری The Paradixion: Laboratory همون حال و هوای مبهم و تاریک نسخه اول رو داره. گرافیک و انیمیشنها تمیزتر و گیراتر از قبلی شدن، سایهها در دیوارهای آزمایشگاه اونقدر عمیق و واقعی طراحی شدن که گاهی وسوسه میشی چراغ صفحه رو زیاد کنی. بافتهای رنگی سرد و نارنجی، حس تنهایی و مرموز بودن فضا رو کاملاً منتقل میکنن. موسیقی متن هم از همون سبک سورئال و کمی اذیتکننده نسخه اول پیروی میکنه. خیلی وقتا تو سکوت کامل هستی و فقط صدای قدمهات روی فرش یا جرقههای تجهیزات برقی رو میشونوی، اما همون لحظه که وارد یه بخش کلیدی میشی، یه نویز ناگهانی یا صدایی عجیب باعث میشه دستت روی صفحه بمونه. خالق بازی یه توسعهدهنده مستقل اهل کره جنوبیه و انگار تکتک دکمهها و معماها رو با وسواس چیده تا خود تو کشف کنی چه خبره. «توی یه بعد از ظهر بارونی که با یه قهوه نشستی، این بازی میتونه ساعت ها جای سرگرمی، یه جلسه معماجویی رو برات تداعی کنه.















نمیدونم چرا ازین قسمت زیاد خوشم نیومد
شاید بخاطر نوع معماها و مربوط شدنشون به داستان و… بود
بازی که میکنی انگار بازی یه خط داستانیی چیزی داره ولی پیدا کردن ربطشون بهم دیگه گیج کننده س ، خصوصا وقتی اثار دیگه رو هم بازی کرده باشی … کلا خط داستانی جالبی نداشت بنظرم صرفا فقط حل کردن و درگیر شدن مغذ با چنتا پازل.
اسپویل:
چیزی. هم که ازین قسمت حالا فهمیدم انگار شخصیت بازی داره تلاش میکنه یه جنین رو به وجود بیاره و بخاد روح یکیو بذاره داخلش
شاید میخاد یه سری چیزا رو به عقب برگردونه و تغییر بده … یکیو زنده کنه یا هرچیزی …